سلام
مدتیه چیزی ننوشتم و به مرور آدم می بینه که از وابستگی نوشتن تو اینجا کاسته شده.
زمانی گزارش هر روزم رو می نوشتم. چه دوران عجیبی بود.دوران عاشقی و دیوانگی . که گذشت.
یادمه گاهی با نوشته های طوفانی حال خیلی از بچه های دانشگاه رو می گرفتم.
راستش کامپیوتر خونه نمی دونم چه مرگشه.نمی شه وارد بلاگفا بشی.
البته فکر کنم مشکل از بلاگ فاست. خلاصه امروز نگاه کردم دیدم بین اینجا و وبلاگ انگلیم در حرکتم. فکر کنم بیشتر سعی کنم مطالب علمی رو اونجا بزارم و خوب اینجا هم آرشیو یادگاری کارهامونه.
دو روزه دارم ورزش می کنم. صبح ها زود از خونه می زنم بیرون و تو اداره و محوطه سر سبزش نیم ساعتی ورزش و دو می کنم.
خیلی چاق شدم و دارم می ترکم.تو یک سال 15 کیلو اضافه وزن پیدا کردم.چاق که می شم احساس پیری و سنگینی می کنم.
نمی دونم این ورزش به کاهش وزن کمک می کنه یا نه ولی الان همه جام درد می کنه.
خوب اینم از این.
پس زیاد دیگه اینجا نیستم و بیشتر همون وبلاگ انگلی در خدمتم.البته بدون شعر و داستان.
چه می شه کرد .
برخی از دوستان و دشمنان انگلی اونجا سر می زدند و شده بود یک جور مچ گیری که فلانی این طور و اون طور.
بماند.
شاد باشید.
تا بعد.



