مالاريا
جنس پلاسموديوم
Genus: Plasmodium ( mare hea fava and delli 1885)
معرفي:
تك ياخته گان متعلق به اين جنس كه مولد بيماري معروف مالاريا هستند از شاخة آپي كمپلكسا (Apicomplexa) تحت شاخة اسپورزوآ ( Class: Sporozoa) تحت راستة هموسپورنيا (sub – order: haemosporina) و خانوادة پلاسمو ديده ( family: plasmodidae) مي باشند. پلاسموديوم ها تك ياختگان انگلي درون گويچه هاي قرمز هستند كه همانند ساير اسپوروزوآها در سير تكاملي خود داراي دو مرحله تكامل و تكثير يكي جنسي (اسپوروگوني) در بدن ميزبان اصلي يا پشه آنوفل ماده و ديگري غير جنسي (شيزوگوني)
دردرون سلول هاي كبدي و گويچه هاي قرمز ميزبان واسطه مهره دار و از جمله انسان مي باشند. تشكيل و تكامل سلولهاي جنسي در درون گويچه هاي قرمز ميزبان واسطه انجام مي شود اما ادامه تكامل در بدن پشه آنوفل صورت مي گيرد. انگل از هموگلوبين درون گويچه ها تغذيه مي كند و ما حصل متابوليسم آن توليد رنگدانه (پيگمان) است. پشههاي آنوفل ماده، ناقل ( Vector) پلاسموديوم ها در بين ميزبان هاي واسطه (انسان) حساس هستند و فرم عفوني زاي انگل را به آنان تلقيح مي كنند. اين انگل جزو انگل هاي دو ميزبانه اجباري است.
از جنس پلاسموديوم تاكنون نزديك به 156 گونه شناسايي شده است كه 4 گونه مولد اصلي مالاريا در انسان بوده و شامل:
1) پلاسموديوم (لاورانيا) فالسي پاروم مولد مالارياي سه يك بدخيم ( Tertian malaria)
2- پلاسموديوم ( پلاسموديوم) ويواكس (Vivax) عامل مالارياي سه يك خوش خيم.
3-پلاسموديوم (پلاسموديوم) مالاريه عامل مالارياي چهار يك خوش خيم ( Quartian malaria)
4- پلاسموديوم (پلاسموديوم) اواله عامل مالارياي سه يك خوش خيم آفريقايي (محدود به نواحي گرمسيري غرب آفريقا)
اصطلاح سه يك ( Tertian malaria) از آنجا ناشي مي شود كه فرد ابتدا در روز اول و بعد در روز سوم (سه – يك) دچار تب مي شود و حال آنكه اگر در روز اول تب داشته و روز دوم و سوم فاقد تب و باز روز چهارم تب كند ( چهار – يك) مالارياي چهار يك ( Quartian malaria) ناميده مي شود كه حالت اول در پلاسموديوم و يواكس، فالسي پاروم و اواله و فرم دوم در پلاسموديوم مالاريا ديده مي شود.
مقدمه:
مالاريا اجداد بشر را به طور حتم مبتلا كرده است. قديميترين مؤلفان پزشكي در چين، آشور، و هند تب هاي نوبه اي شبه مالاريا را توصيف كرده اند و به ارواح خبيث نسبت ميدادند. در حدود قرن پنجم قبل ميلاد بقراط توانست تب هاي روزانه، سه روزي يك بار و علائم باليني بيماري را شرح دهد. در آن زمان تصور مي شد كه مالاريا از بخارات و بوي عفن مناطق باتلاقي و مردابي بوجود مي آيد، كه با خشك كردن باتلاق ها موارد بيماري كاهش مي يابد و در حقيقت نام هاي اين بيماري مثل مالاريا ( Mal يعني بد و Aria يعني هوا و در جمع Malaria يعني بيماري ناشي از مناطق بد آب و هواي باتلاقي) و پالوديسم (Palus يعني باتلاق ومرداب) از اين اعتقادات گرفته شده اند. ولي به هر حال تا قرن نوزدهم هنوز پيشرفتي در شناسايي عوامل ايجاد بيماري صورت نگرفته بود. تا اين كه بعد از تلاش محققان مختلف در سال 1900 ميلادي چرخة كامل انگل شناخته شد. شيمي درماني، مالاريا،حدود 300 سال قديمي تر از توصيف انگل است. در سال 1638 ميلادي همسر يكي از شاهان پرو كه مبتلا به مالاريا بود با جوشاندن پوست درخت گنه گنه ( Cinchona) شفا يافت و بعدها از اين گياه ( درخت تب fever tree ) عصارة آلكالوئيدي موثر آن يعني كينين ( Quinin) گرفته شد و در درمان به كار رفت. به هر حال هنوز مالاريا يكي از مهمترين انگل هاي بيماري زا است كه سالانه بيش از يكصد ميليون نفر به آن مبتلا شده و معمولاً 1% كودكان مبتلا، دچار مرگ و مير مي شوند و هم اكنون ميزبان شيوع مالاريا در جهان بيش از سيصد ميليون نفر تخمين زده مي شود. بيماري به اسامي مانند پالوديسم، تب باتلاق، تب جنگل، تب نوبه، تب و لرز، تب رومي، تب گرمسيري، تب مياسميك و امثال آن ناميده مي شود.
مسير كاملي:
شامل دو مرحله است:
1- مرحله تكثير و تكامل جنسي در بدن ميزبان نهائي كه همان پشه آنوفل ماده است.
2- مرحله تكثير و تكامل غير جنسي در بدن ميزبان واسطه (مهره دار)كه اينجا انسان است.
الف) مرحله تكثير و تكامل جنسي (Sexual life):
اين مرحله كه اصطلاحاً به اسپوروگوني ( Sporogony) موسوم است. پشة آنوفل ماده هنگام خون خواري از شخص مبتلا به مالاريا همراه خون فرم هاي مختلف انگل را كه در گويچه هاي قرمز هستند از جمله سلول هاي جنسي نر يا ميكروگمتوسيت ها و ماده يا ماكروگامتوسيت ها را مي بلعند پشه آنوفل نر به علت فرم ضمائم دهاني قادر به خون خواري نيست و خيلي زود پس از جفت گيري با پشه ماده مي ميرد. در پيش معده و رودة پشه، ساير فرم هاي انگل هضم مي شوند مگر گامتوسيت ها كه قادرند به سير خود ادامه دهند. هسته هرگامتوسيت نر به 6 تا 8 هسته كوچكتر تقسيم شده كه هر كدام تبديل به يك سلول نر جداگانه مي شوند كه تاژ كدار هستند و به ميكروگامت موسوم اند. اين مرحله را مرحله تاژكدار شدن خارجي ( exflagellation) نامند. همزمان پيدايش ميكروگامت ها، سلول هاي جنسي ماده يا ماگروگامتوسيت ها هم بزرگتر شده و بالغ شده و هر كدام حاوي يك توده كروماتين مركزي كه سيتوپلاسم در اطراف آن قرار دارد شده و به ماكروگامت تبديل مي شوند. در اين موقع ميكروگامت ها به سوي ماكروگامت ها حمله ور شده و با ممزوج شدن يك سلول جنسي نر با سلول ماده با يكديگر، تخم يا زيگوت (Zygote) حاصل مي شود. حدوداً 24 – 12 ساعت پس از خون خواري پشه، زيگوت ها به صورت موجودات كرمي شكل و متحركي در مي آيند كه او اوكينت (Ookinete) نام دارند. با كامل تر شدن او اوكينت، هسته هاي سلول هاي جنسي نر و ماده در داخل آنها با يكديگر تركيب مي شوند. بعد از اين مرحله اواوكينت از سلول هاي اپيتليال معده پشه عبور كرده و در سطح خارجي آن (يعني غشاء پري تروفيك آن) تكامل بيشتري حاصل كرده و كروي شكل مي شوند كه اواوسيست ( OO cyst) ناميده مي شوند كه اندازة هر يك از آنها در حدود 50 ميكرون و يا بيشتر است اواوسيست ها بر حسب درجه حرارت محيط اطراف خود از 4 تا 15 روز پس از بلعيده شدن گامتوسيت ها به وسيلة پشه، رشد كرده و هسته آنها تقسيم شده و در اطراف هر كدام مقدار كمي سيتوپلاسم جمع مي شود و بدين ترتيب در داخل هر اواوسيت تعداد بيشماري اسپوروزوئيت (Sporozoites) بوجود مي آيد. اسپوروزوئيت كه فرم عفوني زاي انگل است هلالي شكل و متحرك بوده و اندازه هر كدام از آنها حدود 14 – 10 ميكرون است. با تركيدن اواوسيستها اسپوروزوئيت ها آزاد شده و بسوي غدد بزاقي در حفره دهاني پشه مهاجرت مي كنند و هنگام نيش زدن پشه به ايشان تلقيح مي شوند. دورةاسپوروگوني در بدن پشه متغير است. كه بستگي به گونه پلاسموديوم و نوع پشه دارد و از 8 روز (در مورد پلاسموديوم و يواكس) و تا 35 روز (در مورد پلاسموديوم مالريه) متغير است.
ب – سير غير جنسي ( Asexual – life) :
آنوفل ماده به هنگام خون خواري، اسپوروزوئيت را وارد مويرگ كرده كه از طريق سيستم لنفوهماتوژن، پس از گذشت نيم الي يك ساعت (40 دقيقه) اسپوروزوئيت ها از گردش خون گذشته و خود را به كبد رسانيده وارد سلول هاي پارانشيم آن مي شوند. در آنجا ابتدا گرد شده كه به آن تروفوزوئيت گويند. سپس هستة انگل طي تقسيم شزوگوني تقسيم شده و شيزونتي رسيده كه حاوي 10 الي 12 هزار مروزوئيت (merozoite) است ايجاد مي كند. اين دوره به سيكل نسجي يا شيزوگوني نسجي خارج گلبولي موسوم است كه 16 – 8 روز طول مي كشد. كه اين دوره در پلاسموديوم ويواكس 8 – 7 روز براي فالسيپاروم 12 – 8 روز و براي مالاريه 16 – 13 روز است. شيزونت رسيده پاره و مروزوئيت ها آزاد كه 2/1 ميكرون اند وارد جريان خون مي شوند. در پلاسموديوم ويواكس و اواله شيزونت سنجي يكبار ديگر تكرار شده و منجر به بازگشت بيماري مي شود. در پلاسموديوم ويواكس اين بازگشت عود (ريلاپس Relaps ) نام دارد كه 3 تا 5 سال بعد از عفونت اوليه رخ ميدهد. در پلاسموديوم مالاريه به جاي پديده عود ما ظهور مجدد يا recrudesence را داريم كه منشاء آن فعاليت دوباره شيزوگوني خوني است. پس ظهور مجددي منشاء خوني داشته و عود منشاء سنجي دارد. در داخل سلول هاي كبدي رنگدانه گذاري صورت نمي گيرد. سلولي كه در نسج كبد به صورت بطئي و كند رشد مي كند و موجب عود ( relaps) مي شود به سلول خفته يا هيپنوزوئيت ( hypnozoite) يا شيزوزوئيت (Schizozoite) معروف است. مروزوئيت ها در خون با توجه به رسپتورهاي اختصاصي خود وارد RBCها مي شوند. به عنوان مثال افرادي كه فاقد فاكتور DAFFY هستند، رسپتور مخصوص پلاسموديوم ويواكس را ندارند و لذا به طور ژنتيكي در برابر انگل مقاوم اند و افراد DUFFY+ به انگل حساس اند. افراد داراي HbE ( هموگلوبين E ) بالا و افراد تالاسميك به ويواكس مقاوم بوده و دارندگان HbF در برابر همه پلاسموديوم ها مقاومت مي كنند. در بدو ورود، در مرحلة اول انگل به RBC مي چسبد و وارد آن شده و تروفوزوئيت جوان يا رينگ (ring – form) را ايجاد مي كند كه هسته بسان نگين انگشتري و سيتوپلاسم كه به رنگ آبي ديده ميشود، شبيه به حلقه اين انگشتر و فضاي خالي در حقيقت و اكئول است. سپس ترفوزوئيت در حال رشد، و سرانجام شيزونت ايجاد مي شود كه تعداد مروزوئيت هاي داخل آن در گونه ها فرق مي كند و در پلاسموديوم فالسي پاروم 22 – 16 عدد و در ويواكس 24 – 12 عدد در مالاريه 12 – 6 عدد است (كه در مالريه حالت قرار گرفتن مروزوئيت به حالت رُزت يا گل مينايي معروف است) در مراحل بعدي گامتوسيت ها ايجاد مي شود كه فرم آلوده كننده براي پشه و ادامه دهندة سير انگل اند.
راه هاي انتقال:
1- نيش پشه آنوفل آلوده به اسپروزوئيت
2- استفاده از سرنگ مشترك در معتادان تزريقي
3- انتقال خون ( كه در ايران مهمترين عامل آن پلاسموديوم مالاريه است.)
4- به ندرت مادرزادي (5% نوزادان به دنيا آمده از مادران آلوده)
* خصوصيات ريخت شناسي انگل در گويچه هاي انساسي:
الف) پلاسموديوم فالسي پاروم:
- رينگ جوان آن گلبول را اشغال كرده
- رينگ با دو كروماتين (كروماتين دوبل) در آن شايع است.
- عفونت مضاعف (حضور چند انگل در يك گلبول) شايع است.
- تروموزوئيت رسيده و شيزونت آن به ندرت در خون محيطي ديده مي شود.
- در گلبول آلوده رنگدانه هاي مورر (maurers dot) كه حاصل متابوليسم هموگلوبين است ديده مي شود.
- شيزونت رسيده حاوي 24 – 8 مروزوئيت است.
- گامتوسيت هاي كشيده و هلالي ( سوسيسي شكل) دارند.
- به همة گلبول هاي قرمز (جوان و پير) حمله مي كند.
ب) پلاسموديوم ويواكس:
1- اندازة تمامي مراحل آن از بقية گونه هاي بزرگتر است و رينگ آن قطر گلبول را اشغال مي كند.
2- رينگ و تروفوزوئيت جوان آن به شكل آميب (amoeboid) است.
3- شيزونت رسيده حاوي 24 – 12 مروزوئيت است.
4- گلبول آلوده بزرگتر از حد طبيعي، رنگ پريده و حاوي دانه هاي نارنجي رنگ شافنر (shuffner's dot) است. عمدتاً هم به رتيكولوسيت ها (گلبول هاي قرمز نارس) حمله ميكند.
5- تمام اشكال انگل در خون محيطي ديده مي شود. گامتوسيت هاي بزرگ، گرد يا بيضوي دارد.
ج) پلاسموديوم مالاريه:
1- وجود تروفوزوئيت هاي نواري شكل ( band forms) و مستطيلي كه گاه تمام عرض گلبول را فرا مي گيرد.
2- شيزونت رسيده گل مينايي با 12 – 6 مروزوئيت
3- اندازة گلبول آلوده طبيعي و گاه كوچكتر است و نيز گلبول ها تيره تر هستند.
4- تمايل به حمله به گلبول هاي پيرتر را دارد.
5- گلبول هاي آلوده حاوي دانه هاي زيمن Zieman هستند و تمام فرم هاي انگل در خون محيطي ديده مي شود.
د) پلاسموديوم اوواله:
1- تروموزوئيت در گسترش نازك تخم مرغي شكل و لبه هاي گلبول نامنظم و رشته اي شكل و مضرس (پاره شده) مي باشد.
2- به ريتكولوسيت ها حمله مي كند.
3- شيزونت داراي 12 – 8 مروزوئيت است.
4- گلبول هاي داراي رنگدانه هاي ارغواني جميز ( ( games هستند.
5- مراحل خوني انگل و تغييرات گلبول شبيه به ويواكس است.
نشانه شناسي
دورة نهفتگي بيماري 40 – 8 روز بوده كه در مورد فالسيپاروم كوتاهتر و در مورد مالاريه طولاني است. نشانه هاي اوليه غيراختصاصي و شامل سر درد، درد عضلاني، ترس از نور، تهوع و استفراغ بوده كه مشابه علائم آنفلوآنزا مي باشند. حملة مالاريايي يا پاروكسيسم (malaria paroxysm) هم زمان با منظم شدن پاره گي گلبول قرمز، هر 48 يا 72 ساعت يك بار رخ مي دهد و شامل:
1- لرز (cold stage) 15 – 10 دقيقه، احساس سرما علي رغم افزايش درجه حرارت بدن، كبودي لب و ناخن
2- تب (Hot stage) 6 – 2 ساعت، پوست برافروخته شده، دماي بدن تا بوده، حالت بي قراري و هذيان رخ مي دهد.
3- عرق ( Wet stage) چند ساعت است. فرد احساس بهبودي كرده و حالت ضعف و خستگي به او دست داده و نياز به خواب را احساس مي كند.
در فاصلة حملات مالاريايي فرد كاملاً سرحال است. به تدريج شدت حملات كاهش مييابند و بهبودي خود به خودي پس از حدود 10 حمله در پالسموديوم ويواكس، مالاريه و اواله روي ميدهد و ليكن در پالسموديوم فاسيپاروم گاهي حملات شديدتر وحتي منجر به مرگ ميشوند. سير مالارياي فالسي پاروم سريعتر از بقيه و حدود 3 – 2 هفته است كه عوارض يا مرگ در همين زمان رخ مي دهد.
عوارض:
تنها در پلاسموديوم فاسي پاروم شايع و در بقيه نادر است. در فالسي پاروم شامل:
- انسداد عروق: كه بعلت برجستگي هاي (knob) در سطح گلبول هاي آلوده و چسبندگي آنها به هم و كاهش جريان خون، انفاركتوس و مرگ است.
-مالارياي مغزي: كه خطرناكترين عارضة فالسيپاريم بوده علت اصلي مرگ در مالاريا است كه با نشانه هاي سر درد شديد، خواب آلودگي، كوما، تظاهر مي يابد. در اين موارد ميبايست لزوماً تجويز سريع كينين يا كينيدين تزريقي صورت مي گيرد.
- كم خوني كه بعلت پارگي گلبول ها، گرفتاري و انهدام گلبول ها در طحال و تضعيف مغز استخوان مي باشد.
- تب پيشاب سياه ( Black water fever) ناشي از هموليز وسيع درون عروقي و در نتيجه ورود هموگلوبين به ادرار (كه اغلب در فاليسپارم رخ مي دهد) مي باشد. احتمالاً علت آن توليد آنتي بادي بر ضد گلبول هاي آلوده است. ارتباط مصرف كينين و بروز اين عارضه مورد سوال است چرا كه گاهي بعلت مصرف كينين چنين حالتي پيش آمده است.
- سندرم نفروتيك كه در عفونت هاي مزمن با پلاسموديوم مالاريه و در كودكان و بعلت رسوب كمپلكس هاي ايمني در ديواره گلومرولي ايجاد مي گردد. البته در مالارياي شديد ناشي از فالس پاروم عوارض كليوي بعلت نكروز توبول ها و چسبيدن گلبول هاي قرمز به آنها شايع است.
- مالارياي سرد ( Algid malaria) : در مالارياي فالسي پاروم بعلت كاهش سريع فشار خون و دماي بدن رخ مي دهد.
- سندرم عظم و طحال گرمسيري ( Tropical splenomegaly syndrome) كه در مناطق اندميك مالاريا ديده ميشود.
- هيپوگليسمي: معمولاً به دنبال درمان مالارياي فالسيپاروم يا كينين يا كينيدين در بالغين رخ مي دهد. و باعث نارسائيهاي جنيني و مرگ در طي سه ماهه سوم آبستني مي گردد.
وجود ارتباط مستقيمي بين افزايش سطح TNF و مرگ و مير در مالارياي مغزي اثبات شده است در مالارياي فالسي پاروم كاهشي در گلبول هاي سفيد (لوكوپني) و افزايش آلبومين خون رخ داده و ميزان گلوبولين سرم از مقدار طبيعي بيشتر مي باشد.
بيماري زايي انگل عموماً بعلت هموليز گلبول هاي قرمز آلوده و غير آلوده و به ندرت انعقاد منتشر داخل عروقي يا (Disseminated intravascular coagulation) DIC رخ مي دهد.
ناقل: ناقل بيماري مالاريا انواع بخصوصي از پشه هاي آنوفل مي باشند. پشه ضمن تغذيه از خون انسان، بزاق خود را نيز تزريق كرده و در صورت آلوده بودن اسپوزوزوئيت را هم از طريق بزاق تلقيح مي كند. انواع آنوفل هاي ناقل مالارياي انساني در ايران شامل: آنوفل استفنسي، آنوفل كوليسيفياسيس، آنوفل ماكولي پنيس، آنوفل دتالي ، آنوفل ساكارو وي، آنوفل سوپرپيكتوس و آنوفل فلووياتيليس ميباشند.
اپيدميولوژي:
مالاريا از عرض شمالي (منطقه آركانجل روسيه) تا عرض جنوبي (آرژانتين) گزارش شده است. از بيش از 180 كشور جهان، 37 كشور تقريباً عاري از مالاريا، 16 كشور داراي حداقل خطر ابتلا و در بقيه كشورها از حالات شديد تا خفيف وجود دارد.
جهت تعيين ميزان شيوع (prevalence rate) مالاريا، طحال كودكان زير 9 سال (9 – 1 سال) را اندازه گيري مي كنند. از روي ميزان اندازه بزرگي طحال يا Spleen rate مناطق به دسته هاي زير طبقه بندي مي شوند:
1) اگر درگيري طحال در 10% كودكان يا كمتر ديده شود منطقه هيپوآندميك است.
2) اگر ميزان درگيري طحال در 50 – 10 درصد كودكان ديده شود، منطقه مزوآندميك است.
3) اگر درگيري طحال در 75 – 50 درصد كودكان ديده شود،منطقه هيپرآندميك است.
4) چنانچه ميزان دگيري طحال در بيش از 75 درصد كودكان ديده شود آن منطقه هولوآندميك است، كه در اين مناطق بزرگي طحال در افراد بالغ مشاهده نمي گردد.
هم اكنون در ايران نوع غالب پلاسموديوم به طور اعم ويواكس بوده و فقط در شهرستان كهنوج از استان كرمان، نوع غالب، پلاسموديوم فالسيپاروم است. در اغلب استان هاي كشور موارد مالارياي import (وارداتي) بر مالارياي محلي، غالب است.
مالارياي فاليسپاروم در مناطق گرمسير، مالاريه در مناطق نيمه گرمسير و معتدل و ويواكس در تمام مناطق وجود دارند. آمريكا، اروپا و استراليا تقريباً عاري از بيماري و آفريقا و آسيا و آمريكاي جنوبي كانون هاي فعال آن هستند.
تشخيص:
يافتن انگل با ميكروسكوپ در گسترش خون محيطي، تشخيص قطعي محسوب مي شود. كه با استفاده از گسترش هاي خوني ضخيم (Thick) و نازك (Thin) و رنگ آميزي آنها با رنگ هاي گروه رومانوفسكي (رايت، گيسا، ليشمن) مورد بررسي قرار مي گيرند. زمان خونگيري نيز در امر تشخيص بسيار موثر است. مناسب ترين زمان براي خونگيري و تهيه گسترش بلافاصله قبل از پاروكسيز (قبل از مرحله لرز) است زيرا در اين موقع تمام فرمهاي انگل خصوصاً شيزونت رسيده در داخل RBC ها وجوددارد. اگر خونگيري در پايان پاروكسيزم انجام شود بيشتر تروفوروئيت هاي پير و يا شيزونت هاي نابالغ ديده ميشود. از آن جا كه گامتوسيتها براي بقاء تك ياخته و تكثير جنسي در پشه آنوفل لازم اند. لذا تا پايان عمر گلبول قرمز (120 روز) در داخل آن زنده مي مانند. از اين رو هر زمان كه خونگيري انجام شود گامتوسيت ها در گسترش هاي خوني مشاهده مي شوند. به هر حال بهتر است كه در زمان هاي مختلف ( هر 8 – 6 ساعت يك بار) گسترش هاي متعددي از خون بيمار تهيه گردد تا تشخيص صحيح با توجه به فرم هاي گوناگون انگل مشخص گردد. در گسترش هاي ضخيم تنها مي توان انگل را ديد در حاليكه در گسترش هاي نازك موفولوژي و گونه انگل و شكل گويچه ها قابل بررسي است. معمولاً سر انگشت دست (معمولاً دست چپ) پس از ضدعفوني توسط لانست استريل جهت تهية گسترش ها به كار ميرود. ممكن است به طور هم زمان، گامتوسيت همة گونه ها در خون وجود داشته باشد، امّا گامتوسيت هاي پلاسموديوم فالسي پاروم تا 10 روز بعد از شروع علائم ظاهر نمي شوند و با آنكه گامتوسيت هاي بقيه يك هفته بعد از بين رفتن اشكال خوني محو مي شوند و ليكن در فالسيپاروم 20 تا 30 روز بعد از بين خواهند رفت. يك گسترش نازك حداقل 15 دقيقه و گسترش ضخيم به مدت 5 دقيقه بايستي بررسي گردد. گسترش ضخيم مؤثرترين روش براي يافتن انگل مالارياست. در تشخيص از روش هاي سرولوژيك ( ELISA , IFA و ....) نيز استفاده مي شود.
* درمان:
متنوع بوده و متناسب با نوع گونة عامل بيماري، وجود يا عدم مقاومت دارويي و وضعيت بيمار متفاوت مي باشد. مهمترين رده هاي دارويي كه بر روي يك يا چند مرحله از انگل مؤثراند شامل:
- آلكالوئيدهاي سينكونا: كينين، كينيدين
- 4 آيمنوكينولين ها: كلروكين، آمودياگين
- 8 آمينوكينولين ها: پريماكين
- متانول هاي كينولين: مفلوكين
* انواع درمان:
- درمان سركوب گر ( Suppersive therapy) : با تأثير بر روي انگل ها در خون مي باشد.
- درمان باليني (Clinical threrapy): با هدف از بين بردن انگل هاي خوني و ممانعت از حملة مالاريايي استفاده مي شود.
- درمان اساسي مالاريا (Radical threatment) : درمان اساسي با تأثير بر اشكال خوني و كبدي به خصوص در پلاسموديوم ويواكس و اواله (در ايران ويواكس) مي باشد.
* داروهاي ضدّ مالاريا بر حسب مرحلة رشد انگل:
- ضد شيزونت خوني (Blood schizonticides) : براي تخفيف يا درمان حملة مالاريايي بوده و بي تأثير بر اشكال كبدي و گامتوسيت هاست مثل كينين و كينيدين، كلروكين موثر بر تمام گونه ها به جز پلاسموديوم فاليسپاروم مي باشد.
- ضد شيرونت هاي سنجي: مؤثر براي پيش گيري از طريق انهدام اشكال در حال رشد كبدي است. مثل پريماكين كه بر اشكال سنجي از جمله هيپنوزوئيت ويواكس و اواله موثر است.
- ضد گامتوسيت (gametocyticides) :كلروكين و آمودياكين موثر بر تمام گامتوسيت ها به جز گامتوسيت رسيدة فاليسپاروم است. پريماكين مؤثر بر گامتوسيت هر 4 گونه مي باشد و از آلوده شدن پشه ها ممانعت به عمل مي آورد. در حال حاضر مقاومت گونه هاي فاليسپاروم و تا حدي ويواكس به كلروكين و ساير داروها مشاهده شده و سعي در يافت داروهاي جديد همانند آرتمايسين كه دارويي گياهي چنيني است . جهت درمان بهتر مي باشد.
واكسيناسيون:
بر 3 نقطه از چرخة زندگي انگل متمركز است كه شامل:
1- اسپوروزوئيت 2- مروزوئيت 3- مراحل رشد انگل در پشه
هيچ يك از انواع واكسن هاي فوق در تجارب عملي چندان موفق آميز نبوده است. اخيراً استفاده از پروتئين هاي نوتركيب كه با انتي ژن سطحي هيپاتيت B هيبريد تشكيل داده در تهيه واكسن هاي مالاريا اميد بخش بوده است. به هر حال در حال حاضر براي پيشگيري از ابتلاء به مالاريا در ساكنين مناطق مالاريا خير استفاده از پشته بند آغشته به حشره كش تنها راه معقول به نظر مي رسد.
برای شمارش انگل مالاریا مواردباید زیر را مد نظر داشت
1- شمارش انگل در گسترش ضخیم انجام می شود
2- شمارش انگل در مقابل گلبول های سفید انجام می شود
3- تعداد انگل را در میکرولیتر خون گزارش می کنیم.
توجه : در گسترش نازک تعداد انگل را در مقابل گلبول قرمز شمارش می کنیم
در گسترش ضخیم اولین فیلد میکروسکوپ را می بینیم وتعداد گلبول سفید را شمارش می کنیم ، سپس تعداد انگل غیر گامتوسیت (چون در مقاومت دارویی بی اثر هستند) را در همان فیلد شمارش می کنیم وادامه می هیم تا وقتی که تعداد گلبول های سفید شمارش شده بیشتر از 200 باشد بطور استاندارد 200 گلبول سفید را باید بشماریم ( بشتر از 200 اشکال ندارد ولی نباید کمتر باشد(.
سازمان بهداشت جهانی می گوید در هر میکرولیتر خون 8000 گلبول سفید در نظر بگیرید ، بنابراین می توان با استفاده از یک تناسب تعداد انگل را در هر میکرو لیتر خون محاسبه کرد.
تعداد انگل در میکرولیتر خون = تعداد گلبول سفید شمارش شده / 8000 × تعداد انگل شمارش شده
در گسترش نازک می توانیم تعیین کنیم که چند درصد گلبول های قرمز آلوده هستند بدین صورت که تعداد انگل را در مقابل 1000تا 2000 گلبول قرمز شمارش می کنیم، (نباید کمتر از 1000 گلبول قرمز را شمارش کنیم) ودر نهایت درصد گلبول های قرمز آلوده از روش زیربدست می آید
درصد گلبول های قرمز آلوده= تعداد گلبول های قرمز شمارش شده /100× تعداد انگل شمارش شده
در پلاسمودیوم فالسی پاروم خیلی اهمیت دارد که درصد گلبول های قرمز آلوده را بدست بیاوریم زیرا بیشتر از 10 در صد آلودگی حالت خیلی خطر ناک در نظر گرفته می شود (نرمال آلودگی در فالسی پاروم 3 تا4 درصد ودر ویواکس 1 تا 2 درصد می باشد( .
یک روش دیگر جهت تعیین میزان انگل وجود دارد که در گسترش ضخیم انجام می شود ولی زیاد علمی نیست .
اگر در صد میدان 10-1 انگل وجود داشته باشد 1+
اگر در صد میدان 100-11 انگل وجود داشته باشد 2+
اگر در یک میدان 10-1 انگل وجود داشته باشد 3+
اگر در یک میدان بیشتر از 100 انگل وجود داشته باشد 4+



