لینک دانلود موسیقی تیتراژ فیلم برادران شیردل :
The Brothers Lionheart (Bröderna Lejonhjärta) (1977) theme wma download
سلام
امروز از هم گسستم اگه بال و پر شکستم و به پرتگاه غم رسیده گامهای من
چو غرق خاطراتمو غریق بی نجاتم و بی خواب و زابراهم و طوفان حال من تاریکم
آهنگ صفحه رو می شنوید.
عاشق صدای نامجو هستم.
این آهنگشون خیلی قشنگه.
مگه نه.
هه.
گاهی انسان فراموش می کنه و میفته تو جریان رود مسیر رفتن و یک دفعه گاهی تو این جریان مدام تاریکی و روشنی یک رویا پیش میاد.
رویایی عجیب بود.
کنار هم بودیم تو دانشگاه و فکر کنم یکی از آزمایشگاه ها یا اتاق ها و من در کنارش به بچه ها تیکه می انداختم و مثل همیشه چهره اخم آلودی بود و ...چند شب پیش بود این رویا ولی خوب عجیب بود برام که چرا مرغ روح چنین رویایی رو دیده بود.
مرغ روح چیه.
اصلا روح وجود داره یا فقط یه تخیله.
داری می ری و بر روی سنگفرش های شکسته پاتو می زاری و می ری و می ری و یک دفعه زیر پات خالی میشه و فرو می ریییییییییی....
فرو رفتن رو تو اعماق تاریکی رو حس کردید.
شاید نه و شاید هم ...کسی چه می دونه.
بچه که بودیم سریال جالبی پخش می شد که طبق معمول صدا و سیمای ما کمی دست کاریش کرده بود.
کارل و یوناتان دو برادر با نام خانوادگی "شیر" هستند.
کارل پسر بچه 10 ساله و ضعیفی است که به علت بیماری قادر نیست که از رختخواب خارج شود. او برادر بسیار شجاع و زیبایی به نام یوناتان دارد . کارل که متوجه مریضی وحشتناک خود هست از یوناتان درباره مرگ می پرسد و یوناتان می گوید بعد از مرگ ، آنها به نانگیالا خواهند رفت. سرزمینی که در آن مریضی وجود ندارد .
بعد از مدتی خانه آنها آتش می گیرد، یوناتان برای نجات جان کارل او را در آغوش می گیرد و از پنجره به پایین می پرد، یوناتان می میرد.معلم مدرسه ها آنها نام یوناتان را به جای یوناتان شیر، یوناتان شیردل می گذارد. پس از مدتی کارل در اثر بیماری می میرد.
کارل در دره آلبالو در نانگیالا بهوش می آید. او در حالکیه دیگر مریض نیست یوناتان را می بیند. کارل پی می برد که دره گل سرخ همسایه آنها توسط حاکم ظالمی به نام تنگیل اشغال شده و مردمش به بردگی گرفته شده اند. تنگیل اژدهایی به نام کاتلا دارد که اگر نفسش به کسی بخورد فلج می شود طی اتفاقاتی دو برادر به کمک اهالی دره آلبالو بر تنگیل و سربازانش پیروز می شوند.
در پایان یوناتان که بر اثر آتش کاتلا فلج شده از کارل می خواهد او را بغل کند، و از دره ای پایین بپرد، یوناتان می گوید هر دو در سرزمینی تازه به نام نانگیمالا همدیگر را خواهند دید. سرزمینی که در آن هر چه هست خوبی است و اثری از بدی در آن نیست. کارل برادرش را در آغوش می گیرد و از دره پایین می برد. هر دو سالم در نانگیمالا بهوش می آیند.
یعنی هر دو می رند ...
بهشت
یک دفعه امروز یاد این سریال افتادم.
چرا؟... نمی دونم.
کاشکی می شد چشم رو بست و رفت به دره آلبالو...
کاش می شد.
فردا سراغ من بیا....
تا بعد.

لینک دانلود pdf کتاب برادران شیردل در سه بخش :
the brothers lionheart pdf download-part one
the brothers lionheart pdf download-part two
the brothers lionheart pdf download-part three
بخش هایی از رمان برادران شیردل ( در ایران به نام دره گل سرخ )
«به زودی طوفان آزادی میآید. آن روز طوفان آزادی، ظالمین را مثل درختی که اسیر طوفان شده باشد، خواهد شکست. طوفان آزادی، با فریاد و خشم پیش خواهد رفت و با قدرت تمام به بردگی و اسارت ما پایان خواهد داد و عاقبت آزادی از دست رفته ما را به ما باز خواهد گرداند.»
«همه میخواهند افسانهی طوفان آزادی را بشنوند، درست مثل بچههایی که دوست دارند افسانهای را بارها و بارها گوش کنند.»
«نمیشود مدت زیادی این موضوع را مخفی نگه داشت اگر دشمن نقشهی ما را بفهمد، به آسانی میتواند ما را نابود کند.»
«یا باید پیروز شویم و یا بمیریم و همه چیز باید به سرعت انجام شود. باید زود دره را آزاد کنیم.»
«... توی نانگیمالا، خبری از افسانههای وحشتناک نیست و هرچه که هست، افسانههای شاد و خوب است، زندگی در آنجا شاد و پر از بازی و تفریح است انسانها در آنجا بازی میکنند. البته کار هم میکنند و همدیگر را در هر موردی کمک میکنند، اما بیشتر بازی و تفریح میکنند و آواز میخوانند و برای هم قصه و افسانه تعریف میکنند، اما بیشتر بازی و تفریح میکنند و آواز میخواند و برای هم قصه و افسانه تعریف میکنند ...»
«اوه نمیدانی چقدر عالی میشود! میتوانیم همین طور توی دشتها و جنگلها اسب بتازیم و اینجا و آنجا اردو بزنیم و آتش برپا کنیم. اگر میدانستی چه جنگهایی در اطراف درههای نانگیمالا وجود دارد! و درست در اعماق جنگلها، دریاچههایی با آبهای صاف و زلال وجود دارد؛ و ما میتوانیم هر شب، کنار یکی از دریاچهها اردو بزنیم، چندین شب و روزتوی جنگل باشیم ...»
«در زندگی کارهایی وجود دارند که آدم مجبور به انجام دادن آنهاست، حتی اگر خطرناک باشند.»
«چون اگر آدم آن کارها را انجام ندهد، دیگر انسان نیست، بلکه فقط یک حیوان پست و بیارزش است.»
رمان دره گل سرخ ـ نوشته آسترید لیندگرن
ترجمه دکتر عزیزالله قوطاسلو ـ ناشر سازمان چاپ و انتشارات وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی و کتاب جوانه ـ چاپ اول: پاییز 1370

خانم لیندگرن در سال 2002 درگذشت و بعد از مرگ ایشون ، دولت سوئد برای گرامیداشت خاطره او «جایزه یادبود آسترید لیندگرن» را بنیاد نهاد. این جایزه، که مبلغ آن بالغ بر ۵ میلیون کرون سوئد است، بزرگترین جایزه نقدی جهان در رابطه با ادبیات کودک و نوجوان به حساب میآید. همچنین در سال 1967 موسسه رابرن و شوگرن جایزه ادبی آسترید لیندگرن را با مبلغ 40 هزار کرون سوئد بنیاد نهاد که هر ساله در روز تولد آسترید لیندگرن در ماه نوامبر به یکی از نویسندگان سوئدی کتابهای کودکان اهدا میگردد. علاوه بر این بزرگترین بیمارستان کودکان سوئد در استکهلم نیز نام آسترید لیندگرن را بر خود دارد و همچنین در نودمین ساتلگرد تولدش ایشون به عنوان زن سال سوئد برگزیده شد .
قسمت های زیبایی از کتاب
آن قدر به او فکر کردم که دیگر سرم داشت می ترکید و می دانم که هیچ کس به اندازه من دلش برای کسی تنگ نشده است .
جزای کسی که این کار را بکند مرگ است . جزای کسی که ان کار را بکند مرگ است . تمام کاری که شما بلدید این است که دنبال دلیلی برای کشتن این و آن بگردید .
همه ی ما می ترسیم ولی بعضی وقت ها لازم است که آدم فکر چیزهای بعدش را نکند تا ترسش خود به خود بریزد .
این کشنده است که آدم فقط انتظار بکشد و انتظار بکشد .




