ﺍﺯ دكتر ﻣﺼﺪﻕ ﭘﺮﺳﯿﺪﻧﺪ:
ﻓﺮﻕ ﺑﻴﻦ ﯾﮏ ﻣﺪﯾﺮ فاسدﺍﯾﺮﺍﻧﯽ ﻭ ﻳﻚ ﻣﺪﯾﺮفاسد ﻏﺮﺑﻰ ﭼﻴﺴﺖ؟
ﮔﻔﺖ: ﻣﺎﻧﻨﺪ ﺗﻮﺍﻟﺖ ﺍﯾﺮﺍﻧﯽ ﻭ ﻓﺮﻧﮕﯽ ﺍﺳﺖ...!!!
ﭘﺮﺳﯿﺪﻧﺪ ﻣﻨﻈﻮﺭﺕ ﭼﻴﺴﺖ؟
ﮔﻔﺖ: ﭼﻨﺎﻧﭽﻪ ﺑﺨﻮﺍﻫﻰ ﺗﻮﺍﻟﺖ ﻓﺮﻧﮕﯽ ﺭﺍﻋﻮﺽ ﻛﻨﻰ ﺑﺎﯾﺪ ﻓﻘﻂ ﭼﻬﺎﺭ ﭘﻴﺞ ﺁﻧﺮﺍ ﺑﺎﺯ ﻛﻨﻰ ،ﻭﻟﻰ ﺍﮔﺮ ﺑﺨﻮﺍﻫﻰ ﺗﻮﺍﻟﺖ ﺍﯾﺮﺍﻧﯽ ﺭﺍ ﺗﻐﻴﻴﺮ ﺩﻫﻰ ﺑﺎﻳﺪ ﻛﻞ ﺗﻮﺍﻟﺖ ﺭﺍ ﺑﺸﻜﻨﻰ ﻭ ﻛﺎﺷﻰ ﻭ ﺳﺮﺍﻣﯿﮏ ﻫﺎﻯ ﺩﻭﺭ ﻭ ﻭﺭ ﺁﻧﺮﺍ ﺑشکنی ﻭ ﺳﻴﻤﺎﻥ ﺯﻳﺮ ﺁﻧﺮﺍ ﻫﻢ ﺧﺮﺩ ﻛﻨﻰ و بوى گندى راتحمل کنی ، ﺗﺎ ﺑﺘﻮﺍﻧﻰ ﺁﻧﺮﺍ ﺗﻐﻴﻴﺮ ﺩﻫﻰ ..
روحش شاد...

سلام
عکس بالا به نظرتون چه چیز رو پیش از همه به ذهنتون منعکس می کنه.
معصومیت و بی پناهی.
واقعا چه گناهی کرده کودک ضعیف و رنجوری که باید از روز اول بجنگه با تمام نداشته هاش.
امروز داشتم در مورد مراکز نگهداری معلولین و ایتام و سالمندان کرج سرچ می کردم تا مثلا بعد ها برم ازشون نمونه گیری کنم و بررسی انگلی.
از این جور کار ها زیاد می کنند و خوب متاسفانه به علت شرایط این افراد انگل های قشنگی هم پیدا می شه.
ولی راستش رو بخواهید هر چی بیشتر مطالب مربوط به اون ها رو می خوندم از هدف جستجوم دور می شدم و فقط و فقط نگاه می کردم.
شرایط درد آوریه سرنوشت این بچه های معصوم بی سرپرست.بچه های معلولی که طفلی ها حتی نمی تونند از نعمت های تن سالم برخوردار باشند چه برسه به محبت و خانواده.
من آدم سنگ دلی نیستم .خوب کمی هم احساساتی هستم و برای همین وقتی در مورد این بچه های می خوندم حتی هی کمی هم گریم گرفت.
خواهش می کنم اگر استطاعت مالی دارید .
اگر می خواهید کمی از اونچه که خداوند بهتون لطف کرده رو جبران کنید.
اگر کمی حس انسانیت دارید و از دستتون هم بر میاد به این بچه ها سر بزنید.
بهشون کمک کنید.
به خدا به هیچ جا بر نمی خوره یه گوشه از خرجی رو که برای این زندگی نکبتی می کنیم صرف همنوعمون بکنیم .
می دونم مشکلات آدم ها اونقدر زیاده که خودشون احتیاج به یه آرامش دهنده دارند ولی باور کنید مهربونی به این کودکان بی سرپرست و محبت کردن به اون ها.سر زدن به بچه های عقب مونده و معلوم جسمی و کمک به رفع نیازهاشون حتی به مقدار کم اثری روی روحتون می زاره که قابل سنجش نیست.
کرج چندین مرکز در این زمینه ها داره که یکیش شیرخوارگاه امام علی .سایتش اینه:
پایین هم مطلبی در مورد آسایشگاه کهریزک کرج و همینطور آدرس و شماره تماس ها و شماره حسابش رو گزاشتم.از درست بودن شماره حساب ها مطمئن نیستم چون از روی سایت ها کپی کردم.
مطلب پایین در مورد عاطفه های گمشده رو از یه سایتی برداشتم.خیلی برام خوندنشون غم انگیز بود.
امروز با یکی از دوستان داشتم حرف می زدم در مورد زندگی و ماجراهاش.
و البته عشق.
من گفتم عشق یه جور بیماری روحیه و علاجی نداره جز گزر زمان.به نظر من گزر زمان و گرد فراموشی همه چیز رو حتی تعلمات ناشی از ناکامی های عشقی رو برطرف می کنه.
ولی دوستم نظر دیگه ای داشت.
اون معتقد بود اگر واقعا کسی رو دوست داشته باشید اتفاقی افتاده که قابل فراموشی نیست.حالا اگر این حس به سرانجام و وصال ختم شده باشه یه موهبته که می تونه ما رو تو خیلی از پرتگاه های عاطفی کمک کنه و اگر هم مثل بیشتر ماجراهای زندگی به بن بست کشیده شده باشه دقیقا خود از دست دادنه.
می گفت وقتی در اثر اتفاقی عزیزی رو از دست بدید .عزیز یعنی کسی که نشه جایگزینی براش پیدا کرد و یا مثلا دست چپتون رو از مچ از دست بدید که نمی شه جای اون رو با هیچی عوض کرد بله این جور فقدانیه.
یعنی گزر عمر هم پاکش نمی کنه و نه فراموشی از یاد می برش.
آخرشم برام داستان جالبی رو تعریف کرد.اینکه زمانی از دختر خانمی خوشش می اومده و ازش تقاضای ازدواج می کنه و خوب خانم به دلایلی جواب رد می ده.و البته ازش قول می گیره که دیگه این مساله رو مطرح نکنه.
دوست ما هم مطرح نمی کنه.
دوست من یک بار ازدواج کرده که متاسفانه همسرش در اثر بیماری فوت کرد.
می گفت سال ها بعد همون خانم رو تو محل تحصیل قدیمشون می بینه.تصور کنید بعد بیست و پنج سال هم کلاسی ها دور هم جمع شده بودند و خوب حالا همه افراد جا افتاده و هر کی کسی و دارای موقعیتی.
و دوستمون هم خانم مورد علاقه شو می بینه.که اون هم از همسرش جدا شده بود.
و نکته جالب اینجاست.خانم مورد نظر برگشته بود گفته بود چرا فقط همون یک بار با جواب منفی من جا زدی و چرا هی اصرار نکردی و ...
دوستم می گفت عصبانی شدم.
یاد اون همه غصه و ناراحتی افتادم و گفتم مگه خودت اون همه دلایل برای مناسب نبودن هم نگفتی و ازم نخواستی اگر برات ارزش قایلم دیگه مطرح نکنم و اون همه زجر و ...
می دونید خانمه چی گفته بود.
اینکه بعد از پاسخ رد و بعد مدتی پشیمون شده بوده و بار ها افسوس خورده بود چرا به طریقی اون رو به دوستمون نگفته بوده و ...
الی آخر.
سرتون رو درد نیارم.
خواستم مثلا بهتون درس اخلاقی بدم.
تو زندگی غرور بی دلیل رو کنار بگزارید.خودتون رو قربانی حسرت ها و ای کاش ها نکنید.
جرات داشته باشید و دل به دریا بزنید.چه اشکالی داره اگر به مرد مورد علاقتون به شکلی گرا بدید که دوستش دارید.حداقل نشونه ای چیزی.
داستان دوست من درس عبرتی بود.
البته دوست ما عاشق زنش بود و هرگز بعد اون هم ازدواج نکرد ولی از این ماجرا به عنوان یه خاطره تلخ تعریف می کرد و همه رو هم تقصیر خانم مورد نظر می دونست.که همه رو قربانی غرورش کرد.
به قول سعید دوستم حتی اگر یه کوچولو مثلا یه پرسش علمی و غیره هم می کرد تا یخ بینمون باز شه من ادامه راه رو می رفتم ولی حتی اون کار رو هم نکرد.
بسه .زیادی بهتون آموزش رفتار های انسانی دادم.هر چند خیلی از دوستان اینجایی فضول های بی شخصیتی هستند که با درس های اخلاقی من هم به راه نمیاند وفقط و فقط محض فضولی از احوالات من سر می زنند.
نه اصغر جان راست نمی گم!!
هه.
چی شد.
برم به کارهام برسم.الانم کار اصلیم خوابه.
پس شبتون بخیر.
تا بعد.
عاطفه هاي گمشده
اينجا شيرخوارگاه بهزيستي استان البرز است و كوچولوها مي خندند!
اينجا بهشت کودکان است! شايد ديوارهاي رنگارنگي دارد و کودکان لباس هاي شيک و اسباب بازي هاي خوبي دارند و مي خندند اما آغوش مادر و دستان نوازشگر پدر را گم کرده اند.
در عمق چشمان مربيان شيرخوارگاه بهزيستي استان البرز غم موج مي زند و هميشه چشم انتظار هستند مادر و پدر يکي از اين کودکان شيرين زبان با دلتنگي به سراغ کوچولوهايشان بروند و...
![]()
تنهايي يکتا کوچولو
زن جوان تنها در راهروي بيمارستان «ثارالله» مهرشهر قدم مي زد. پشت چهره آرام او روحي ناآرام، دلي لرزان و رازي سر به مهر بود؛ رازي که نمي خواست از چشمانش خوانده شود پس نگاهش را از همه اطرافيان مي دزديد.او تنها بود و هيچ کسي براي همراهي اش نيامد. چند ساعت بعد خداوند فرشته اي کوچک را مامور کرد تا تنهايي هاي زن را پايان دهد و همدم و سنگ صبور زندگي اش باشد.يکتا کوچولو در بيست و هفتمين روز دي ماه سال گذشته در بيمارستان ثارالله مهرشهر کرج چشم به جهان گشود.
هيچ کس نمي داند چه زماني و چگونه مادر يکتا توانست نوزادش را در بيمارستان رها کند و برود.هنگامي که مسئولان بيمارستان متوجه غيبت مادر يکتا شدند به آدرسي که در پرونده بود مراجعه کردند اما متاسفانه آدرس اشتباه بود و زن تنها بي هيچ نشاني بچه اش را رها کرده و رفته بود.روز 14 بهمن سال 92 يکتا به بهزيستي استان البرز سپرده شد تا زندگي اش را دور از خانه و خانواده اش ادامه دهد و همچنان چشم انتظار مادرش است.

دختر کوچولوي پاييزي
در بيست وسومين روز آذرماه سال 92، همان روز سرد پاييزي نوزاد دختر گريه هايش را مهمان چهره نگران مادر کرد، اما شروع زندگي او با همه فرشته هاي کوچک فرق داشت. مادري که قرار بود به او عشق بورزد و لالايي بخواند او را تنها گذاشت و رفت. نوزادي کوچک در همان روزهاي نخستين زندگي اش در بيمارستان شهيد باهنر کرج همان جايي که به دنيا آمد تنها ماند و هيچ کس نمي داند مادر چرا رفت و هيچ گاه بازنگشت.
«متانت» کوچولو يک ماه در بيمارستان تنها ماند، اما هيچ کس براي بردنش نيامد.يک ماه بعد از اين دوري در 25 دي ماه سال گذشته مسئولان بهزيستي استان البرز اين نوزاد کوچک را با حکم قضايي پذيرفتند.
دوقلوي تنها
هفتمين روز آبان سال 92 دو نوزاد دختر در بيمارستان کمالي کرج متولد شدند اما يکي از نوزادان، زندگي در اين جهان را تاب نياورد و در همان لحظات ابتدايي با زندگي وداع کرد.عجيب اين که مادر، نوزاد زنده مانده را نيز در بيمارستان رها کرد و رفت. وقتي مسئولان در جريان غيبت مادر قرار گرفتند به آدرس و نشاني اي که در پرونده وي بود مراجعه کردند اما باز هم همان داستان تکراري اتفاق افتاد.
آدرس اشتباه بود و والدين نوزاد براي شناخته نشدن، آدرس جعلي در پرونده نوشته بودند.دختر کوچولو حدود دو ماه در بيمارستان مهمان بود و پس از آن روز 14 بهمن ماه سال 92 با حکم قضايي به بهزيستي استان البرز سپرده شد.
پسرک زيبا
کسري پسرک زيبا و آرامي است که روي تختش در گوشه اتاق نوزادان شيرخوارگاه در حال شيرخوردن است.
شيشه شيرش را محکم در دستان کوچکش گرفته و با نگاهي کنجکاو هر رفت و آمدي را در اطرافش دنبال مي کند، گويي به دنبال آشنايي مي گردد. شايد هم منتظر است تا مادرش بيايد، همان که قرار بود پناهش باشد، هماني که از فرزند دلبندش گذشت و در روزهاي نخست تولد، او را تنها گذاشت و رفت.کسري روز 17 بهمن سال گذشته در بيمارستان البرز کرج به دنيا آمد و مادرش بدون او بيمارستان را ترک کرد و هيچ ردپايي از خود برجاي نگذاشت.هنگامي که مسئولان بيمارستان از بازگشت مادر کسري نا اميد شدند و تلاش ها براي يافتن وي بي نتيجه ماند، او را روز چهارم اسفند سال 92 تحويل بهزيستي البرز دادند.کسري جان شايد مادرت روزي بازگردد.

دخترک زمستان
روز پنجم اسفندماه سال 92 در يکي از خيابان هاي منطقه جهانشهر کرج مادري، دخترکش را تنها و بي دفاع رها کرد و رفت. ماموران کلانتري 13 کرج اين نوزاد دختر را که تازه متولد شده بود پيدا کردند، هيچ يک از اهالي و کسبه محله والدين او را نمي شناختند و نمي دانستند چه کسي وي را در آن منطقه رها کرده است.
ماموران نوزاد را به بيمارستان شهيد باهنر کرج تحويل دادند. دخترک 14 روز در بيمارستان ماند و سپس با حکم قضايي به بهزيستي استان البرز سپرده شد.
«تبسم» نخستين بهار زندگي اش را در شيرخوارگاه و کنار مربيان خود جشن گرفت.
بيماري سونيا کوچولو
زن جواني بي قرار و مضطرب در حالي که نوزادي يک ماهه در آغوش داشت پاي در بيمارستان شهيد باهنر کرج گذاشت. دخترک دچار عفونت شديد شده بود و از نظر بهداشتي در شرايط وخيمي به سر مي برد.شرايط سونيا آنقدر وخيم بود که پزشکان به سرعت او را بستري و درمان وي را آغاز کردند.مادر سونيا به بخش تشکيل پرونده پزشکي راهنمايي شد و در آنجا نوزادش را متولد آبان سال 92 معرفي کرد، اما زن جوان با ارائه آدرس و مشخصات نادرست از بيمارستان فرار کرد و ديگر بازنگشت.کودکي که در آذرماه سال 92 به دليل عفونت شديد بستري شده بود در 28 دي ماه 92 به دليل متواري شدن مادر به بهزيستي استان البرز سپرده شد.
آغوش امن مهربانی در آسایشگاه کهریزک کرج
امید به زندگی در نگاه کودک معلول موج می زند

به گزارش خبرنگار مهر، اگر اندکی به اطرافمان دقت کنیم، اگر گاهی اوقات از روزمرگی که در آن قرار گرفته ایم جدا شویم، مکانهایی را می بینیم که در آن فرشتگان زمینی به این سو و آن سو می روند و مهر و محبت به همنوعان خود ارزانی می دارند. یکی از این مکانها آسایشگاه کهریزک است. در سال 51 دکترمحمدرضا حکیم زاده آسایشگاه کهریزک را در روستای کهریزک بنا کرد و سالمندان را درآن مکان تحت مراقبت قرار داد.
سالها بعد در سال 80 خیران تصمیم گرفتند در البرز نیز آسایشگاه کهریزک استان را پایه ریزی کنند. این طرح در زمینی به مساحت 80 هزار متر مربع آغاز شد و همچنان عملیات ساخت قسمتهای مختلف ادامه دارد.
آسایشگاه کهریزک استان البرز دارای مرکز جامع خدمات توانبخشی درساختمان اقاقیا، مرکز نگهداری و توانبخشی کودکان معلول در ساختمان نیلوفر، مرکز نگهداری و توانبخشی سالمندان و معلولان در ساختمان یاس، سوئیت های سالمندی در ساختمان گلها، مرکز نگهداری و توانبخشی سالمندان زن درساختمان رز، مرکز نگهداری و توانبخشی سالمندان مرد در ساختمان لاله، مرکز فرهنگی – تفریحی شقایق، ساختمان رختشویخانه و آشپزخانه صنعتی است که اکنون مراکز اقاقیا، نیلوفرقابل استفاده و بهره برداری است و مابقی در دست ساخت و نیازمند کمک خیران است.
کهریزک را دوست دارم
یکی از سالمندانی که در کهریزک تحت مراقبت و آموزش است می گوید: کهریزک را دوست دارم، در خانه تنها هستم اما وقتی به کهریزک می آیم در کنار دوستان بهترین ساعات عمرم را می گذرانم.
فاطمه صادقی عباسی می افزاید: مربیان اینجا را دوست دارم و به شوق دیدار آنها به کهریزک می آیم. اگر مربیانم نبودند من سالها پیش فلج شده بودم.
سالمند 70 ساله دیگری می گوید:در خانه 2 فرزند مجرد و یک معلول دارم. 5 سال است که برای آموزش و شرکت در کلاسهای کهریزک به اینجا می آیم. از وقتی به این مکان آمده ام روحیه ام تغییر کرده است و به زندگی امیدوار شده ام.

حرم کولیوند ادامه می دهد: در کلاسهای روانشناسی، ورزشی، آب درمانی، سواد آموزی شرکت می کنیم و لذت می بریم.
8سال است که خود را وقف کهریزک کرده ام
بانوی نیکوکار که 8 سال در کنار سالمندان اوقاتش را می گذراند و چهره محبوب سالمندان است می گوید: سالها پیش وقتی فرزندانم به خارج از کشور رفتند و از تنهایی رنج می بردم توسط دندانپزشکم با این مکان آشنا شدم.
سلطنت خزعل زاده می افزید: وقتی به این مکان آمدم شوق کمک به سالمندان مرا پایبند این مرکز کرد و سالهاست که اوقاتم را در کنار سالمندان می گذرانم.
وی می گوید: علاقه بین ما دو طرفه است هر روز صبح آنها را ازسرویس رفت و آمدشان تحویل می گیرم و تا ساعت 2 تا اینکه دوباره تحویل سرویسشان بدهم مشغول آموزش و مراقبت از آنها هستم.
خزعل زاده می گوید: مدرک هیدروتراپی از انگلیس دارم و هفته ای 2 روز برای سالمندان آب درمانی انجام می دهم.
وی می گوید: روزهای زوج زنان و روزهای فرد با مردان سالمند در ارتباط هستیم. هر روز از 100 سالمند مراقبت می کنیم. در بخش های ورزشی، کاردرمانی، روانشناسی فیزویتراپی، هیدروتراپی، پزشک و پرستاری، سواد آموزی، شعر خوانی، داستان گویی تحت مراقبت و آموزش قرار می گیرند.
سالمندان در کهریزک به زندگی امیدوارمی شوند
کارشناس ارشد روانشناسی بالینی و سالمندی و مسئول گروه سالمندان کهریزک استان می گوید: در این مرکز جلسات روانشناسی، مشاوره سالمند، تقویت حافظه، حل مساله، مهارتهای مدیریت بحران سالمندی و گروه درمانی انجام می شود.
اعظم زارعی می افزاید: مراقبت در خانه بخش دیگر اقدامات این مرکزاست. به صورت ماهیانه برخی از سالمندان که توانایی آمدن به آسایشگاه را ندارند، با برنامه روانشناسی و مشاوره خانواده درمانی در خانه تحت مراقبت قرار دارند.
وی می گوید: برنامه رواشناسی سالمندان با هدف سلامت روان، افزایش کیفیت زندگی و جلوگیری از افت حافظه انجام می شود.
زارعی می گوید :عوامل محیطی، وضعیت ارتباطی و مشکلاتی که با فرزندان دارند باعث مشکلات روحی آنها می شود و سلامتشان را به خطر می اندازد.
وی ادامه می دهد:سعی می کنیم روابط اجتماعی سالمند را تقویت کنیم. این اقدام باعث افزایش سلامت جسمانی، قدرت تصمیم گیری، تغییرنحوه تفکر و نگرش می شود.
برای اتمام طرح ها به کمک خیران در این مرکز نیاز داریم
مدیر آسایشگاه خیریه استان البرز که 5 سال است مدیریت این مجموعه را بر عهده دارد می گوید: با تکمیل طرح های آسایشگاه کهریزک قصد داریم سالمندان استان را که نیاز به مراقبت و نگهداری دارند را تحت پوشش قرار دهیم.
افشین وجدانی روشن درباره کلینیک توانبخشی دکتر حکیم زاده که بخش اعظم آن با کمک خیران اداره می شود، می گوید: این کلینیک مرکز جامعی است که خدماتی نظیر فیزیوتراپی، کاردرمانی، گفتاردرمانی، تربیت شنیداری و شنوایی سنجی، روانشناسی، تغذیه، مددکاری، هیدروتراپی، ارتوپدی فنی و بینایی سنجی، پزشکی، دندانپزشکی، ئنئانپزشکی، مامایی، پرستاری، نوارقلب، پانسمان و بخیه، طب فیزیکی، سالمندی، داخلی، گوش و حلق و بینی، آزمایشگاهی، رادیولوژی، سونوگرافی، داروخانه و نوار عصب و عضله، خدمات مراقبتی، درمانی و توانبخشی روزانه و درخانه را ارائه می دهد.
عدم افزایش تعرفه ویزیت بیماران طی دو سال
وی می افزاید: پذیرش در این مرکز برای عموم شهروندان در استان آزاد است. در بخش کودکان از سایر استانها نظیر نوشهر، تبریز و کرمانشاه مراجعه کننده داریم. تعرفه خدمات پزشکی در این مرکز از دو سال گذشته تاکنون هیچ تغییری نکرده است و بیماران با 6 هزارتومان در این مرکز ویزیت می شوند.
وجدانی روشن ادامه می دهد: 202 نفر در این مرکز به صورت استخدام فعالیت می کنند و مابقی افراد خیری هستند که در مجموعه به کمک رسانی مشغولند.

وی با اشاره به اینکه همه اقدامات این مرکز به صورت علمی انجام می شود گفت: خدمات در کهریزک به صورت علمی و کم نظیر به سالمندان و کودکان معلول ارائه می شود. خدمات مراقبت در خانه سالمندان به صورت الگو گرفته از فرانسه، انگلیس و سوئد انجام می شود.
مدیر آسایشگاه کهریزک درباره نحوه پذیرش سالمندان اینگونه می گوید:سالمندان از سوی کمیته امداد و بهزیستی به این مرکز معرفی و از خدمات رایگان بهره مند می شوند. اگر سالمندی خود به مرکز ما مراجعه کند در قسمت مددکاری تعیین می شود که از چند درصد تخفیف بهره خواهد برد و این خدمات شمال 10 تا 100 درصد تخفیف هستند.
تاسیس خانه آلزایمر در کهریزک
وی با اشاره به تخصصی کردن این مرکز در حوزه سالمندان می افزاید: در فکر این هستیم که خانه آلزایمر در این مرکز تاسیس کنیم که این امر نیاز به تامین بودجه از سوی خیران دارد.
وجدانی روشن درباره پایان کار طرح های نیمه تمام این مرکز اینگونه می گوید: امید است با کمک خیران در سال 95 تمام مجموعه های نیمه تمام به صورت کامل به بهره برداری برسد.
وجدانی روشن با اشاره به قسمتی از کهریزک که به کودکان معلول اختصاص داده شده می افزاید: باتوجه به اینکه کهریزک مکانی است برای نگهداری سالمند اما در البرز، بخشی قسمتی را برای کودکان معلول عمیق با آی کیو زیر 25 قراردادیم که به صورت شبانه روزی نگهداری می شوند. در بخش دیگرنیز کودکان تربیت پذیر به صورت روزانه به مرکز مراجعه می کنند و زیر نظرمربیان کاردرمانی می شوند. کهریزک به طور تخصصی در حوزه سالمند فعالیت می کند اما اکنون که میزبان این کودکان هستیم از آنها به نحو مطلوب نگهداری می کنیم.
......................
فتانه احدی
بانوان نیکوکار آسایشگاه خیریه کهریزک استان البرز
دفتر آسایشگاه : محمدشهر - انتهای بلوار گلستانک - آسایشگاه خیریه کهریزک استان البرز
تلفن : 36315934 - 026
دفتر کرج : بلوار شهدای دانش آموز - نرسیده به میدان مادر - مجتمع مهر ویلا - طبقه فوقانی تالار مجلل مهرویلا - پلاک ۵۰۷ - طبقه ۵ - واحد ۱۹
تلفن :32712131 - 32715747 - 32714647 - 32754545- 026
e-mail: bnkk_ir@yahoo.com
شماره حساب انجمن : ۰۱۰۱۳۲۰۱۲۳۰۰۷ بانک صادرات شعبه هفت تیر - کد ۱۲۶۱
شماره شبا IR710190000000101320123007



